از جذام هم بدتر است تنهایی...
چهارشنبه 19 بهمن ماه سال 1390 ساعت 8:54 PM
تنها شدم...
نمیدونم این دو سالو چه جوری دووم میارم... با هرکی نمیخواستم همگروهی شم، شدم. از هرکی نمیخواستم جدا شم، شدم... حتی از ملیحه هم جدا شدم...
نمیدونی چقد سخت بود امروز دیدن اشکای ملیحه...
تنها شدم.
چه میدونم لابد یه حکمتی توش بوده! خدایا حکمتشو بهم نشون بده
کاش وقتی میومدم خونه هیشکی نبود...
حالم بده... خوب نیستم...
مهسا... آزالیا... ملیحه...
خدایا!
حالا منم و بخش داخلی...
تنهای تنها...









