شامپو رفع سفیدی مو شامپو رفع سفیدی مو
بیش از 15 سال جوان شوید
با این شامپو دیگر نیازی به رنگ مو ندارید
آموزش زبان انگلیسی در خواب
با ضمیر ناخودآگاه خود به آسانی زبان یاد بگیرید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

هاشیموتو

یکشنبه 16 بهمن ماه سال 1390 ساعت 02:01 AM


چهارشنبه ی هفته ی پیش، مبحثِ غددِ سمیو عملی‌مون بود؛ با همون دکتر "م" که چند وقت پیش باهاش کورس غدد داشتیم.

خیلی دوس دارم این دکتر "م" رو ؛ اصن عاشقش شدم، شدید! خیلی خوب و ماهه... تازه‌شم اصن استادا رفتارشون تو بخش زمین تا آسمون فرق داره با رفتارشون تو کلاس...

قسمتِ معاینه ی تیروئید بود؛ اول رفتیم تو بخش و خودش برامون رو یکی از مریضای بستری معاینه رو نشون داد و بعدشم گفت که برین تو کلاس رو خودتون تمرین کنین تا تیروئید نرمال دستتون بیاد... تو اون فاصله هم گروه بعدی بره سر مریض

ما هم نشستیم به معاینه ی همدیگه؛ ازونجایی که من آدمِ فوق‌العاده قلقکی ای هستم، اولش گفتم من اجازه نمیدم کسی به گردنم دست بزنه و معاینه م کنه؛ بعدش دلم به حال ملیحه سوخت و گفتم که نامردیه من اونو معاینه کنم، اون معاینه نکنه منو! بهش اجازه دادم...

اولین تجربه مون بود در هر صورت؛ من ملیحه رو معاینه کردم و ملیحه منو... بعد ملیحه در اولین تجربه ش تشخیص داد که تیروئید من سفته...

بعدش استاد اومد و پرسید که چی کار کردین؟ چی کار نکردین؟ چطور بود؟!؟ بعد ملیحه گفت که تیروئیدِ این یکم سفته انگار! استاد هم همونطور که روبروش وایساده بودم دست گذاشت رو تیروئیدم و گفت آره!! سفته!! بشین تا دقیق معاینه ت کنم!

نشستم و معاینه م کرد و گفت: " ندول (گره) داری تو تیروئیدت!! تو خونواده ت سابقه ی کم کاری تیروئید داری؟!" منم سابقه مونو گفتم که آره داریم، زیاد هم داریم ...

گفت: پس Anti-TPO+ین احتمالن! تو لوبِ راستتِ یه ندول لمس میشه، باید هم آزمایشِ T3 , T4 , TSH و Anti-TPO بدی، هم تیروئیدت سونوگرافی شه؛ احتمالن هاشیموتو باشه..."

حالا من قالب تهی کردم اونجا!! قیافه‌م ":(" شده... بچه ها هم که ماشالا کیس پیدا کرده بودن، 10 نفری داشتن روم تمرین می‌کردن... خوبه من قلقلکی بودم و اول گفته بودم اجازه نمیدم کسی بهم دست بزنه این شد عاقبتم!!!

هاشیموتو داشتن غمگینه... اصن آشنا بودن با بیماری ای که خودت داری غمگینه...

الان می‌رم تو کتابا و جزوه هام هی نیگا می‌کنم، می‌بینم نوشته" 4% ندول‌های تیروئید بدخیم‌اند و به سرطان تبدیل می‌شن و 20%شون فلان..." هی با خودم میگم: "اگه سرطان بگیرم چی؟! اگه سرطانم متاستاز بده فوری چی؟ اگه عمرم به تموم شدن پزشکی قد نده چی؟!؟..." غمگینه...

همون روز زنگ زدم مطب دکتر "م" و واسه سه شنبه پیش خودش نوبت گرفتم... اوفففف تا سه شنبه دل من هزار راه میره... هی یادِ اون عکسِ هاشیموتو که تو کتاب پاتولوژی بود میفتم، غصه دارتر می‌شم! ینی تیروئید من این شکلی شده!؟؟ ینی این کیسِ امتحانِ پاتو تیروئیدِ من بود؟!؟ غمگینه...

اصن ینی خِنگیای اخیر و خوابالودگی ها و نمره های بد و اینا به کم کاری‌م مرتبط بوده؟! کو تا سه‌شنبه؟!؟

 

*از دیروز تا حالا داره اینجا برف میاد و این عجیبه! همین‌طور برف میاد، برف میاد: یک ریز... مُردیم از سرما! جنبه ی برف و هوای سرد نداریم که!!

** امروز غروب رفته بودم یه سری وسیله ی معاینه بخرم: دیاپازون و چراغ قوه و چکش رفلکس و افتالموسکوپ و اینا... از همون لوازم پزشکیه که گوشی‌مو ازش خریده بودم.

سرِ گوشی خریدن چهار  بار رفتم، برگشتم تا تحقیقاتمو کامل کنم! دیگه طرف بهم می‌گفت "خانوم دکتر"... جلو مشتریای دیگه شم هی کلاس می‌ذاشت،به شاگردش می‌گفت "واسه خانوم دکتر فلان چیو بیار، فلان چیو بیار"... هی خانوم دکتر، خانوم دکتر می‌کرد... امروز که دوباره رفتم و وسیله هایی که می‌خواستم‌و گفتم، شاگرده (یه آقای جوون) برمی‌گرده می‌گه : "خانوم دکتر! شما مطب دارین؟!؟" منم می‌گم: "نه بابا! مطبم کجا بود!؟ من تازه دانشجوی پزشکی‌ام که!"

(البته که ازون وسایل، فقط چکش رفلکس و چراغ قوه شو خریدم!! 25هزار تومن آدم پول می‌ده واسه چراغ قوه؟!؟ اصن چراغ قوه گوشی‌م چه‌ش بود مگه؟! :دی آخه من 200هزار تومن از کجا بیارم افتالموسکوپ بخرم؟! من یه اسباب بازی میخواستم!!! چه می‌دونستم انقد قیمتشه!!؟) 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo